تبليغاتX
زینب سرا
وبلاگی با موضوعات مذهبی فقط برای آرامش روح خسته من است*علی هاشم زاده*
 بیانیه 500 هیات دانشجویی درباره موج اهانت‌های علیه مقدسات شیعه‬

متن این بیانیه به شرح زیر است:

آجرک الله یا بقیه الله(عج)

بار دیگر دشمن زبون مکتب اهل بیت عصمت و طهارت درماندگی و خشم خود را به جهان اسلام نشان داده و با این عمل فجیع و غیر انسانی خود ثابت کرد که شیعیان و آزادگان جهان در جنگ نرم نیز همچون عرصه دفاع نظامی با استعانت از نور ائمه‌ی اطهار (علیهم السلام) و به رهبری مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه‌ای(حفظه الله تعالی) بینی بدخواهان مکتب تشیع را به خاک ذلت مالیده و نقشه های آنها را نقش بر آب کرده است.

اما سیه‌رویان وهابی و اربابانشان و در راس آنها رژیم غاصب صهیونیستی بدانند چه آن روزهایی که با بمب گذاری و تخریب و حمله نظامی به اماکن مقدس تشیع و چه امروز با انجام چنین اعمال زشت و ددمنشانه‌ای نخواهد توانست ذره‌ای از ارادت شیعیان به ائمه خود بکاهند، بلکه مظلومیت ایشان را در نظرشان فزونتر و آتش عشق به ائمه خود را در قلب و جانشان شعله‌ورتر خواهد کرد؛ امامی که از ولادت تا زندگی، کلام، زندان، و نهایتا شهادتشان موجب بیداری و دشمن‌شناسی مسلمین بوده، دیروز تخریب حرم شریفش و امروز با جلوه‌ای دیگر آگاهی بخش دل‌های پاک و شیدای شیعیان است؛ حقیقتاً هادی برازنده‌ی این وجود پر برکت است.

در همین راستا هیئت‌های مذهبی دانشجویی سراسر کشور ضمن محکوم کردن این عمل وقاحت بار، صهیونیسم بین‌الملل و سگ خونخوار آنها یعنی وهابیت را عامل اصلی این اقدام زشت دانسته و مصرانه از دستگاه‌های امنیتی و قضایی کشور پیگیری و کشف پیشینه ی این اقدام ننگین و برخورد عاجل و عبرت انگیز با عامل آنرا خواستار است و البته هشدار می‌دهد هرگونه مماشات و مصلحت‌اندیشی را مصداق تساهل و تسامح با دشمنان اهل بیت (علیهم السلام)میدانیم.

در نهایت آل خلیفه و آل سعود، این جورثومه‌های ظلم و جور در منطقه بدانند که ذهن امت مسلمان و آزاده‌ی ایران اسلامی نه تنها با اینگونه اعمال متحجرانه از مساله بحرین منحرف نخواهد شد بلکه مصمم‌تر از پیش به حمایت از برادران عزیز و مظلوم خود در بحرین و در تمام نقاط جهان خواهد پرداخت.

اما

ما منتظریم تا محرم گردد

هنگامه ی امتحان فراهم گردد

ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما

یک بار دگر اگر جسارت گردد

والسلام علیکم

500 هیئت مذهبی دانشجویی

24/2/1391

21جمادی الثانی1433

|+| نوشته شده توسط علی هاشم زاده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391  |
 حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر امیرالمومنین
حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر امیرالمومنین
منزلت و جایگاه رفیع حضرت زهرا علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام نشانگر اوج شخصیت زن در نگاه اوست، یک زن می‌تواند چنان بالا رود که مایه مباهات و افتخار امام (علیه السلام) گردد. اگرچه بیان عظمت مقام حضرت فاطمه علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام خود تحقیق مستقلی می‌طلبد لکن در اینجا فهرست‌وار، به ذکر پاره‌ای از موارد، پرداخته شده تا بیانگر اوج مقام و مرتبه زن در نگرش حضرت باشد.

مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهماالسلام

شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار می‌کند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاک برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند. برخی از موارد که حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرموده‌اند عبارت است از:

* در پاسخ نامه‌ای به معاویه از جمله فضیلت‌ها و امتیازهایی که حضرت به آن اشاره می‌فرمایند این است که «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم کش دوزخیان از شماست.»(1)

* در جریان شورای شش نفره که خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین کرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من کسی هست که همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.(2)

* حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است که گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، کدامیک از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»(3)

* در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و کمالات خویش و این‌ که باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود به ابوبکر فرمود: «تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا آن کس که رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبکر پاسخ داد: تو هستی.(4)

فاطمه رکن علی است

از مقامات ممتازی که مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌باشد رکن بودن برای علی است. در حدیثی می‌خوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام علیک یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب رکناک.» (5)

چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن که فرمودند زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام کلثوم] به زودی دو رکن تو از دست می‌روند.»

علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «این یکی از دو رکن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند:« این رکن دیگر است.»

مددکار اطاعت الهی

انبیاء و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسان‌ها را پیروی از دستورات الهی می‌دانستند و از این رو بهترین همکار و دوست برای آنان کسی بود که در این راستا به آنها کمک کند.

می‌خوانیم علی علیه السلام در پاسخ پیامبر که سؤال کردند:« همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند:« بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»(6)

تمسک علی علیه السلام به کلام زهرا علیهاالسلام

حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این که فرمودند در مراسم تجهیز مرده‌ها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنی‌هاشم، قالت: دعوا التعداد و علیکم بالدعا.»

حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اکرم صلی الله علیه و آله به زنان بنی‌هاشم که او را یاری می‌کردند و زینت‌ها را رها کرده و لباس سوگ در بر نموده‌اند، فرمود:«این حالت را رها کنید و بر شماست که دعا و نیایش نمایید.»(7)

با این که حضرت علی علیه السلام معصوم بوده و تمام گفته‌های او حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن زهرا علیهاالسلام تمسک می‌کند. این نشانگر عصمت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام بوده و این که تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.

تنها تسلی بخش علی علیه السلام

حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:

«بِمَنِ العَزاءُ‌ یا بِنتَ مُحمَد؟ کُنتُ بِکِ اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِکِ؟» (8)؛ با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟

غضب خداوند به غضب فاطمه علیهاالسلام

حضرت علی علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل نموده که ایشان فرمودند:

«انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها»(9)؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی می‌شود.

و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند:

« انَّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضَبِکِ وَ یَرضی لِرِضاکِ»(10)؛ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود می‌شود.

برگزیده پیامبر صلی الله علیه و آله

حضرت علی علیه السلام در مصیبت حضرت زهرا علیهاالسلام خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «قل یا رسول الله عن صفیتک صبری»؛ « یعنی این صفیه توست، بانویی که صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست رحلت کرده و صبر فقدانش برای من دشوار است.»(11)

تکرار مصیبت فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزکارتر و گرامی‌تر و نیکوکارتر از آنی که به جهت مخالفت کردنت با خود، تو را مورد نکوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی که هیچ چیز و هیچ کس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»(12)

مقدم نمودن خواست فاطمه برخواست خویش

در هنگام وصیت حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو، سپس امام سر مبارک فاطمه علیهاالسلام را به سینه چسباند و گفت:«هر چه می‌خواهی وصیت کن، یقینا به عهد خود وفا کرده، هر چه فرمان دهی انجام می‌دهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خویش مقدم می‌دارم.» (13)

پایان شکیبایی علی علیه السلام

علی علیه السلام که اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام تاثر و تالم خود را چگونه اظهار می‌دارد، تا آنجا که بعد از دفن همسر گرامیش در حالی که حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت:

«خدا چنین خواست که او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شکیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان که در جدایی تو صبر کردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شکیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساکن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود که دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی کشانید… اگر بیم چیرگی ستمکاران نبود، برای همیشه اینجا [کنار قبر زهرا(علیهاالسلام)] می‌ماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم می‌راندم.»(14)

پی‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار/ج41/ صص151و 224.

2- نهج البلاغه.

3- طبرسی/ احتجاج/ مؤسسه الاعلمی للمطبوعات/ بیروت/ چاپ دوم، 1983 میلادی/ج1/ ص135.

4- همان/ ص 123.

5- علامه الحافظ محب الدین الطیری، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی/ چاپ بیروت دار المعرفه/ ص 56.

6- بحارالانوار/ ج43/ ص 117.

7- جوادی آملی/ زن در آئینه جمال و جلال/ ص42.

8- رحمانی همدانی/ فاطمة الزهرا بهجة قلب مصطفی/ ص 578/ به نقل از مجمع الروایة.

9- کنزالعمال/ مؤسسه الرسالة بیروت/ ج12/ ص111.

10- همان.

11- نهج البلاغه/ فیض السلام/ خطبه 193.

12- سیدمحمد کاظم قزوینی/ فاطمة الزهرا من المهد الی اللحد/ دارالصادق بیروت/ چاپ اول/ صص610- 609.

13- همان.

14- اصول کافی/ ج1/ ص 159.

"فصلنامه پژوهشی و اطلاع رسانی نهج البلاغه"

|+| نوشته شده توسط علی هاشم زاده در شنبه دوم اردیبهشت 1391  |
 گل که پرپر شد شميمش را همه حس مي‌کنند/یوسف رحیمی

در مدينه مي زنند اين خانه را در بيشتر

رفت و آمدها شده بعد از پيمبر بيشتر

 

گل که پرپر شد شميمش را همه حس مي‌کنند

مي رسد از کوچه عطر ياس پرپر بيشتر

 

اجر پيغمبر ادا با شعله های کینه شد

بین آن دیوار و در شد سهم کوثر بيشتر

 

چوب مي‌سوزد ولي آهن ز جنس ديگري‌ست

داغ شد در بين آتش ميخ آن در بيشتر

 

آه سيلي بي هوا سخت است از نامحرمان

پيش چشم غيرت اللّهي شوهر بيشتر

 

کاش جای دست مولا چشم او را بسته بود

پیش چشمان علی می‌ زد به مادر بیشتر

 

داغ محسن، هجر بابا، زخمهای بی‌شمار

از نفس انداخت او را فکر حیدر بیشتر

 

با عمویش حمزه از دوران غربت گفته است

از دو دست بسته‌ي سردار خیبر بیشتر

 

خواست تا روي کبودش را نبيند مرتضي

ياري‌اش کرده ست بين خانه معجر بيشتر

 

قلب زينب خون شده از حرف هاي مادرش

از وصيت هاي او در روز آخر بيشتر

 

کهنه پيراهن براي کشتن زينب بس است

مي‌کشد او را ولي گودال و خنجر بيشتر

 

در هجوم سنگ ها لب مي‌شود پرپر ولي

بر فراز نيزه اي باشد اگر سر بيشتر

 

آه جانسوز است چوب خیزران و زخم لب

پیش چشم خسته و خونبار خواهر بیشتر

 

باز سیلی التیام داغ بابایی شده

ارث مادر می رسد بی شک به دختر بیشتر *

 

|+| نوشته شده توسط علی هاشم زاده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391  |
 یا زینب....سید محمدرضا شرافت
غزلی نذر حضرت زینب (س)


ای صبرتو چون کوه در انبوهی از اندوه

طوفان بر آشفته ی آرام وزیده

ای روضه ترین شعرغم انگیز حماسه

ای بغض ترین ابر به باران نرسیده


ای کوه شبیه دلت و چشم تو چون رود

هرروز زمانه به غمت غصه ای افزود

غم درپی غم درپی غم درپی غم بود

ای آنکه کسی شکوه ای از تو نشنیده


من تاب ندارم که بگویم چه کشیدی

تا بشنوم آن روضه و آن داغ که دیدی

تو در دل گودال چه دیدی چه شنیدی ؟

که آمده ای با دل خون قد خمیده


نه دست خودم نیست که شعرم شده مقتل

شد شعر به یک روضه ی مکشوف مبدل

نه دست خودم نیست خدایا چه بگویم؟

این بیت رسیده ست به رگ های بریده


این کرب و بلا نیست مدینه ست در آتش

شد باز درون دل تو شعله ور آتش

در خیمه کسی هست ولی خیمه در آتش

ای آنکه شبیه تو کسی داغ ندیده


این قافله ی توست سوی کوفه روان است

برنیزه برای تو کسی دل نگران است

شکر است که تا شام فقط ورد زبان است

رفتید دعا گفته و دشنام شنیده*


سخت است که بنویسم دستان تو بسته ست

مانند دلت قد تو چندی ست شکسته ست

قد تو شکسته ست نماز تو نشسته ست

من ماندم و این شعر و گریبان دردیده


---------------------------------------------------------------

*سعدی

|+| نوشته شده توسط علی هاشم زاده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390  |
 آیینه ای میان غبار آفریده اند/ سعید بیابانکی
عاشقانه ای برای بوی خوش محمد(ص)


چشم تو را اگرچه خمار آفریده اند
آمیزه ای ز شور و شرار آفریده اند

از سرخی لبان تو ای خون آتشین
نار آفریده اند انار آفریده اند

یک قطره بوی زلف ترت را چکانده اند
در عطردان ذوق و بهار آفریده اند

زندانی است روی تو در بند موی تو
ماهی اسیر در شب تار آفریده اند

مانند تو که پاک ترینی فقط یکی
مانند ما هزار هزار آفریده اند

دستم نمی رسد به تو ای باغ دور دست
از بس حصار پشت حصار آفریده اند

این است نسبت تو و این روزگار یأس:
آیینه ای میان غبار آفریده اند

سعید بیابانکی

|+| نوشته شده توسط علی هاشم زاده در پنجشنبه بیستم بهمن 1390  |
 حضرت سکینه سلام الله علیها
(به بهانه ۵ ربيع الاول، روز وفات حضرت سکينه بنت الحسين عليهما السلام)

در جمع ملائک مقرب هستي

از روز ازل فاطمه مذهب هستي

شد محو جمال کبريايي جانت

محبوب دل حسين و زينب هستي

*

اي دختر بي قرينه‌ي ثارالله

آرام و قرار سينه‌ي ثارالله

در صبر و شکوه و استقامت، يکتا

آئينه‌ي حق! سکينه‌ي ثارالله

*

با ناله‌ي يا حسين بي تاب شدي

از داغ لب تشنه او آب شدي

با زمزمه هاي «... أو سَمِعتُم بغَريب ...»

يک عمر تو روضه خوان ارباب شدي

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*. حضرت سکینه سلام الله عليها می فرمايد:

(روز عاشورا) وقتی پیکر پدرم را در آغوش گرفتم،

از حلقوم بریده اش این ندا را شنیدم که می فرمود:

 

شیعتی ما ان شربتم ماء عذبٍ فاذکرونی

او سمعتم بغریبٍ او شهیدٍ فاندبونی

 

شیعیان من! هر زمان که آب گوارایی نوشیدید، مرا به یاد آورید

و اگر سرگذشت غریب و شهیدی را شنیدید، بر من بگریید!

(مصباح، کفعمی، ص 376)

|+| نوشته شده توسط علی هاشم زاده در دوشنبه دهم بهمن 1390  |
 از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت

یا حبیب الباکین

شاید زبان حال حضرت زینب (س) با سیدالشهدا

 

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرده
و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرده

زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟
تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری-

جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانت
از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت

مرا از فیض رستاخیز چشمانت مکن محروم
جهان را جان بده،  پلکی بزن، یا حی یا قیوم

خبر دارم که سر از دیر نصرانی در آوردی
و عیسی را به آیین مسلمانی در آوردی

خبر دارم چه راهی را بر اوج نیزه طی کردی
از آن وقتی که اسب شوق را مردانه هی کردی

تو می رفتی و می دیدم که چشمم تیره شد کم کم
به صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کم

تو را تا لحظه ی آخر نگاه من صدا می زد
چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زد

حدود ساعت سه ، جان من می رفت آهسته
برای غرق در دریا شدن می رفت آهسته

بخوان! آهسته از این جا به بعد ماجرا با من
خیالت جمع ای دریای غیرت خیمه ها با من

تمام راه بر پا داشتم بزم عزا در خود
ولی از پا نیفتادم ، شکستم بی صدا در خود

شکستم بی صدا در خود که باید بی تو برگردم
قدم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردم

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

حمید برقعی

|+| نوشته شده توسط علی هاشم زاده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390  |
 ما پای این گهواره عمری گریه کردیم/حسن بیاتانی

:::: ما پای این گهواره عمری گریه کردیم ::::

"نذر بانوی گهواره جنبان کربلا"

 

هر روز می سوزی و خاکستر نداری

تو سایه بر سر داشتی دیگر نداری

"خورشید بر نی بود" و حق داری بسوزی

دیدی به جز او سایه ای بر سر نداری

برگشته ای؛ این را کسی باور نمی کرد

برگشته ای؛ این را خودت باور نداری

می خواهی از بغض گلوگیرت بگویی

از لایی لایی واژه ای بهتر نداری

هر بار یاد غربت مولا می افتی

می سوزی از این که علی اصغر نداری

این غم که طفلی که بغل داری خیالی ست

«سخت است آری سخت تر از هر نداری»*

ما پای این گهواره عمری گریه کردیم

                                              یک وقت دست از لای لایی برنداری

|+| نوشته شده توسط علی هاشم زاده در یکشنبه هشتم آبان 1390  |
 دهه کرامت*.سید جواد شرافت

دارد دل ما راه نجاتی دیگر

در مشهد و در قم ، عتباتی دیگر

بر بانوی با کرامت قم صلوات

بر شاه خراسان صلواتی دیگر

 

 

|+| نوشته شده توسط علی هاشم زاده در یکشنبه دهم مهر 1390  |
 میلاد امام رضا/یوسف رحیمی

 

حس مي‌کنم در مرقدت عطر دعا را
عطر توسل هاي در باران رها را

 

غرق اجابت مي شود دست نيازش
هر کس که مي خواند در اين مرقد خدا را

 

اي مظهر رأفت براي تو چه سخت است

خالي ببيني دست محتاج  و گدا را

 

آهم کبوتر مي‌شود تا گنبد تو

مي‌آورد فريادهاي يا رضا را

شعر کامل را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی هاشم زاده در یکشنبه دهم مهر 1390  |
 
 
بالا